گزارش گرامی ژرمنیکوس
Germanikus
ژرمنیکوس تنبل و بیکار به روم برده می شود و فروخته می شود اما فرار می کند و به عنوان چشمه مزه در دربار امپراتوری می افتد. با کمک برده سیاه صبا، او در نبرد کشنده پیروز می شود و امپراتور جدیدی را از روی اراده خود می پذیرد. دیدگاه های هوادارانه اش درباره امپراتوری روم توضیح می دهد که چرا امپراتوری ناگهان پایان یافت. با همراهی سابا که به امپراتره تبدیل شده است، به روستای ساحلی خود در سومپفینگ بازمی گردد و قول می دهد دیدگاه های کاملاً جدیدی پیدا کند.